تحولاتی که در روزهای اخیر در صحنه آرایش انتخابات ریاستجمهوری ایران رخ داده، یک فرصت استثنایی و منحصر به فرد برای بهبود وضع مردمسالاری در ایران و تداوم آن پس از انقلاب محسوب میشود. من بهعنوان یک متخصص مسائل اجتماعی، به رویه و سطح قضایا نگاه نمیکنم بلکه محتوا و لایههای عمیق جامعه را که بهشدت در حال دگرگونی و تحول است، میبینم. این نگرش به من نشان میدهد که جامعه ایران از تحول و گفتوگوی سیاسی در ماههای آینده استقبال میکند و از آن سود میبرد.
ورود میرحسین موسوی، نخستوزیر هشت سال دوران دفاع، یکی از فرصتهای به دستآمده در این مسیر است. برخی ممکن است تصور کنند که ورود موسوی به صحنه مبارزه انتخاباتی، دشواری و پراکندگی افزونتری در جبهه اصلاحات ایجاد خواهد کرد. اما من معتقدم که هیچ جای نگرانی نیست و برعکس، صدای اصلاحات بلندتر به گوش خواهد رسید و امکان تعامل و گفتوگو با مردم نیز افزایش خواهد یافت.
بیانیه میرحسین موسوی یکی از نقطههای قوت این فضای نوین انتخاباتی است. در واقع یک نوع بیدارباش و یک نقطه عطف در جریان سیاسی کنونی است. نکات متعدد و مثبتی که در این بیانیه آمده، نهفقط برای عموم مردم بلکه برای مسوولان و افراد علاقهمند به سرنوشت ایران نیز بسیار راهگشا است. بهویژه آنکه این مطالب از زبان کسی شنیده میشود که خود را به مدت هشت سال، در بحرانیترین لحظات تاریخ ایران، مسوول مدیریت کشور میدانست. به همین دلیل انتخابات ریاستجمهوری این فرصت را فراهم میآورد که از نزدیک به عملکردهای برجسته در تاریخ ایران بنگریم و مجدداً آنها را در بوته ارزیابی قرار دهیم.
به نظر میرسد که آنچه در سه ماه آینده برای ایجاد یک تحول مثبت در افکار عمومی ملت ایران بسیار موثر است، بیان مجدد نظرات اصلاحطلبان، به صورت صادقانه و مشفقانه، با عموم مردم و نقد برخی تندرویها و رفتارهای بدون برنامه است که نتایج آن بهتدریج مشخص و معلوم شده است. علاوه بر این فضای تکصدایی، که رسانههای فراگیر دولتی به وجود آوردهاند، معمولا مانع اشتیاق و نشاط سیاسی و بروز صحنههای تاریخی و شورانگیز در انتخابات است. به همین دلیل لازم است صدای اصلاحات با لحنها و شیوههای متعدد و مختلف به گوش همه مردم رسانده شود. ورود موسوی در کنار خاتمی و کروبی این امکان را فراهم میکند که اصلاحات همچون یک کنسرت موسیقی با نواهای متفاوت اما هماهنگ در هدف و نتیجه به گوش همه مردم برسد. این مساله به مردم امکان میدهد که هم انگیزههای خود را بهتر بشناسند و هم نظرات منتقدانه و اصلاحطلبانه را بشنوند و هم با یک حرکت تاریخی و سرنوشتساز مجددا نام ایران را در تاریخ خاورمیانه و جهان بلندآوازه سازند. خصوصیات این سه کاندیدا، یعنی شجاعت و صراحتی که در کروبی میبینند، وجاهت جهانی و صداقتی که در خاتمی میشناسند و تجربه و مدیریتی که از موسوی به خاطر دارند، به مردم امکان میدهد به شکلهای مختلف در اینباره بیندیشند و منتظر فرصتهای تازه باشند.
اصلاحطلبان باید بدانند که بحثهای جداسازانهای نظیر اینکه چرا کاندیداهای اصلاحات واحد نیستند یا هر یک جداگانه آمدهاند، در حال حاضر اشتباه و خام است. در حقیقت هنوز سه ماه به انتخاب رئیسجمهور جدید ایران باقی مانده و رسیدن به تفاهم بیشک میسر و ممکن است. برای رسیدن به این مطلوب باید صبر داشت و با خردمندی و همدلی، اولا به سخنان و تلاشهای کاندیداها توجه کرد و ثانیا به واکنش و اقبال مردم از این سه کاندیدا دقت کرد و در نهایت با خردجمعی اصلاحطلبان در یک نتیجه مطلوب و واحد در هدف برنامهریزی کرد. کاندیداهای اصلاحطلبان نیز فرصت رویارویی با مردم و تدوین دقیقتر برنامههای خود را به دست میآورند. در ماههای باقیمانده، آنان با فضای عمومی و افکار فعلی مردم ایران بیشتر آشنا خواهند شد و همچون یک روح در سه پیکر عمل خواهند کرد. گفتوگوی مستقیم با مردم فقط فضای انتخاباتی را صیقل نمیدهد، به امکانات عمل کاندیداها و کنش سیاسی آنها نیز قدرت میبخشد و مردم به تدریج با این جریان مشفق و علاقهمند به سرنوشت و سربلندی ایران بیشتر آشنا خواهند شد.
بنابراین به جای پرداختن به جزئیات تفرقهافکنانه باید از وضع و امکان موجود بهنفع شرایط مردمسالارانه بهره گرفت. هر بحث جدی و انتقادی یا هر جلسه و همایشی میتواند یک پله به سوی بسیج مردم برای انتخاباتی غرورانگیز باشد؛ انتخاباتی که با توجه به نیرو و بصیرت نهفته در مردم ایران، بیشک در خاورمیانه و جهان و بیش از همه در سرنوشت ایران موثر خواهد بود. ویژگی مهم این انتخابات در سه نکته است: اولا حضور وسیع مردم، ثانیا آگاهی آنها از برنامههای کاندیداها و ثالثا آزادی در انتخاب نامزد مطلوب برای آینده ایران. این هر سه به سود اصلاحات است.
نکته آخری که باید به آن اشاره کنم، فضای اعتماد و احترام در میان کاندیداهای اصلاحات است. امری که تاکنون به این صورت در میان رقبای سیاسی بینظیر بوده و کروبی و خاتمی و موسوی در عین برخی تفاوتها در برنامه و بیان سیاسی نهتنها از فضایل یکدیگر و حفظ حرمت هم دریغ نمیورزند بلکه در جهت اعتلای یکدیگر میکوشند. به همین جهت اگر در زبان تفاوت دارند اما در هدف همدلی دارند. آنان برخلاف برخی جریانات سیاسی خام، انصاف در بیان را نیز از دست نداده و حتی از جنبههای مثبت اصولگرایان نیز چشم نمیپوشند. بنابراین میتوان این فضا را به برنامهای منسجم برای بازگشت اصلاحات در عرصه سیاسی ایران تبدیل کرد و بهترین بهرهها را از آن به سود ایران و ایرانی برد.
منبع: اعتمادملی |