*در سال ۱۳۷۳ ایران روزانه ۳۷/۰ میلیون مترمکعب گاز به کشور روسیه صادر میکرد که این کار بعد از مدتی متوقف گردید و بعد از آن صادرات گاز به کشور ترکیه آغاز گردید که مطابق با قرارداد امضاء شده فیمابین، حجم گاز صادراتی از ۹۸/۰ میلیون مترمکعب در روز در سال ۱۳۸۰ شروع، و به تدریج افزایش یافت تا جایی که حجم گاز صادراتی در سال ۱۳۸۵ به میزان ۶۹/۱۵ میلیون مترمکعب در روز بالغ گردید.

- صادرات گاز
علاوه بر تزریق گاز به چاههای نفت، صادرات گاز از جمله پیشنهادهایی میباشد که توسط کارشناسان این بخش برای بهدست آوردن جایگاه بینالمللی ارائه گردیده است. به اعتقاد کارشناسان، کشور ایران با داشتن سهم 15 درصدی از ذخایر گازی جهان باید سهمی (هر چند کوچک) در بازارهای صادرات گاز داشته باشد. لذا برای ارزیابی دقیق میزان پتانسیل کشور در خصوص صادرات گاز و تدوین چشمانداز صادراتی، لازم است تا پارامترهایی چون محورهای صادرات گاز (خطوط لوله، گاز LNG)، منافع اقتصادی موجود در قراردادهای مختلف صادراتی در زمان حال و در بازه زمانی بیستساله، سهم منافع ملی تضمین شده در قراردادهای گازی و فرصتهای صادراتی ایران (از لحاظ جغرافیایی، ژئوپلیتیکی و سیاسی) ارزیابی شود.
در سال 1373 ایران روزانه 37/0 میلیون مترمکعب گاز به کشور روسیه صادر میکرد که این کار بعد از مدتی متوقف گردید و بعد از آن صادرات گاز به کشور ترکیه آغاز گردید که مطابق با قرارداد امضاء شده فیمابین، حجم گاز صادراتی از 98/0 میلیون مترمکعب در روز در سال 1380 شروع، و به تدریج افزایش یافت تا جایی که حجم گاز صادراتی در سال 1385 به میزان 69/15 میلیون مترمکعب در روز بالغ گردید.
در خصوص تبدیل گاز به LNG و استفاده از این روش بهعنوان یکی از مبادی صادراتی گاز کشور در چشمانداز بیستساله، نمیتوان به سادگی اظهار نظر کرد؛ چراکه به اعتقاد برخی از صاحبنظران، تبدیل گاز بهLNG برای کشور ایران به هیچ وجه توجیهپذیر نیست.
دکتر درخشان در خصوص سرمایهگذاری در حوزه LNG برای صادرات گاز میگوید: باید توجه کنید که کشور قطر چارهای جز این ندارد که گاز خود را به قیمت نازل تبدیل به LNG نموده و آن را بهفروش برساند. اما ایران نباید در این مورد خود را با این کشور مقایسه کند؛ چراکه LNG مطابق تحقیقات انجام شده، کمترین منافع را نصیب صاحب ذخایر نفتی میکند و در واقع بدترین نحوه استفاده از گاز طبیعی، تبدیل آن به LNG برای صادرات است. آقای پل استیونس، استاد برجسته نفت و گاز یکی از دانشگاههای برتر کشور انگلستان در مقدمه کتاب اقتصاد انرژی در خصوص صادرات LNG چنین اظهار نظر میکند: پروژههای LNG هزینههای بسیار بالایی داشته و بسیار انعطاف ناپذیر است و درآمد اندکی برای کشورهای تولیدکننده خود بههمراه دارد.
در خصوص حوزه انتقال گاز نیز مهندس سیدرضا کساییزاده در نخستین همایش افزایش راندمان انتقال گاز، چشمانداز صنعت گاز در حوزه انتقال را اینگونه تعریف کرد: در سند چشمانداز بیست ساله، ۱۳۰میلیارد دلار سرمایهگذاری برای صنعت گاز پیشبینی شده که به دلیل کلیدی بودن بخش انتقال، ۹۰ میلیارد دلار آن در این بخش هزینه خواهد شد. براساس سند چشمانداز، نیازمند احداث ۵۳ هزار کیلومتر خط لوله انتقال و ۱۴۰ ایستگاه تاسیسات تقویت فشار گاز در کشور هستیم؛ به گونهای که در طول هر دوره پنج ساله از این سند چشمانداز، لازم است 28 ایستگاه تقویت فشار گاز با هزینهای بالغ بر یکصد میلیون دلار (برای هر ایستگاه) سرمایهگذاری شود.
در گزارش منتشر شده توسط وزارت نفت، حجم گاز صادراتی در چشمانداز بیستساله کشور بدون ذکر نحوه محاسبه میزان حجم صادراتی گاز و چگونگی ارزیابی برنامههای صادراتی براساس جدول زیر، برآورد شده است.

-تراز گاز
با توجه به مطالب ذکر شده هماکنون میتوان با در نظر گرفتن پارامترهای گوناگون نسبت به ارزیابی تراز گاز کشور در افق چشمانداز بیست ساله اقدام کرد. در زیر تراز گاز طبیعی کشور طی سالهای 85-1375 آمده است که هر بخش به تفکیک بیان میشود.

پیشبینی تراز گاز در سال 1404 با سناریوهای مختلف مصرف داخلی در صورت تحقق برنامههای تولید و با فرض درست بودن اعداد تزریق و صادرات، در جدول زیر نمایش داده شده است:

بر اساس سناریوی پذیرفته شده از سوی وزارت نفت (سناریوی شماره 1) میزان تراز گاز براساس زیر محاسبه میشود.
28.5 = (901.6 + 274.8 + 471.6) - 1676.5
بر این اساس مشاهده میشود که در صورت توقف رشد شدت انرژی ( توقف در رشد با میزان شدت انرژی در سال 1383 برابر 6.13 )، برای جبران مقدار کسری گاز در افق چشم انداز بیست ساله، باید ده درصد تولید گاز جهانی در سال 1404 را بهصورت واردات تامین کنیم تا تراز گاز کشور صفر شود.
این در حالی است که سیدرضا کساییزاده مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران خبر از پیشبینی مصرف روزانه بیش از ۷۰۰ میلیون مترمکعب گاز در زمستان امسال را میدهد. معاون وزیر نفت در امور گاز با بیان این که امسال در بهترین شرایط، میزان تولید گاز به روزانه ۵۳۸ میلیون مترمکعب خواهد رسید، گفت: پیشبینی میشود در دیماه امسال، میانگین مصرف این حامل انرژی به ۷۰۰ میلیون مترمکعب و در بهمن ماه نیز به ۶۹۱ میلیون مترمکعب در روز برسد. از سوی دیگر علىرضا غریبى مدیرعامل شرکت مهندسى و توسعه گاز ایران معتقد است با بهره بردارى از فازهاى ۹ و۱۰ پارس جنوبى هم کشور با ۲۰۰ میلیون مترمکعب کمبود گاز مواجه باشد.
همچنین در خصوص مبحث تراز گاز اظهار نظرات متفاوت و گاه متناقض کارشناسان و سیاستمداران نیز خود بیانگر عدم وجود برنامه و کار کارشناسانه در این زمینه است. در جلسهای با عنوان استراتژی ملی گاز که در دفتر مطالعات خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، برگزار شد، نمونهای از این قبیل نظرات به چشم میخورد:
دکتر آفریده، عضو کمیسیون انرژی مجلس هفتم و رئیس کمیسیون انرژی مجلس ششم در خصوص تراز گاز چنین میگوید: با تغییر روند مصرف بیرویه و احتساب سوآپ گاز (انتقال از طریق خط لوله)، موازنه عرضه و تقاضای گاز منفی نخواهد بود (تراز عرضه و تقاضای گاز مثبت نیست، بلکه میتواند مثبت باشد). وی همچنین از مطرح شدن این بحث در کمیسیون انرژی مجلس خبر میدهد و اینکه میزان موازنه تنها 10 میلیون مترمکعب منفی است که میتوان این میزان موازنه را نیز از طریق مشارکت کشورهایی نظیر ترکمنستان رفع نمود.
دکتر درخشان اقتصاددان انرژی وزارت نیرو در کمیسیون انرژی مجلس اعلام کرد: تراز گاز منفی است؛ چراکه اعداد و ارقامی را که وزارت نیرو برای نیروگاهها درنظر گرفته است، بسیار بیش از میزانی است که وزارت نفت پیشبینی نموده است و جالب آنکه به گفته آقای آفریده، دکتر داوودی؛ معاون اول رئیس جمهور در آن جلسه بیان میدارند که تراز گاز مثبت است.
آقای دانشیار، رئیس کمیسیون انرژی مجلس میگوید: در بحث تراز گاز کسری وجود دارد، که این کسری به 200 میلیون مترمکعب نیز رسیده است که البته این میزان کسری به زمان پیک (peak) مصرف گاز مربوط است.
متاسفانه بحثهایی نظیر تراز گاز که نیاز به کار کارشناسانه و علمی به وسیله تیم مجرب در زمینههای مختلف انرژی دارند و باید سر منشاء تصمیمگیریهای کلان و به عبارتی سیاستگذاریهای ملی باشند، با اظهارنظر موافق و یا مخالف برخی از سیاستمداران، بدون توجه اندکی به چرایی آنها، مغفول مانده و نتیجه تصمیمگیریها (البته با نیت درست و صحیح) چیزی جز زیان و خسران برای کشور و وامداری سیاستهای اتخاذ شده توسط مسئولین به آینده کشور و نسلهای آتی ثمرهای برای کشور نخواهد داشت. |