*دکتر رضا آذین. عضو هیات علمی دانشگاه خلیج فارس بوشهر دانش آموخته دانشکده نفت آبادان و دانشگاه صنعتی شریف
تعامل استان بوشهر بدون شناخت توانمندی ها، محدودیت ها، اختیارات و مسوولیت های طرف مقابل شدنی نیست. از نظر برخی مدیران استان بوشهر، پارس جنوبی در سازمان منطقه ویژه خلاصه شده است. ارزش آن را در حد یک صندوق ذخیره استانی می بینند که هر گاه بودجه استان دچار مشکل شد، باید به سراغش رفت. طبیعی است که در این شرایط، فشارها بر مدیران سازمان منطقه ویژه بیشتر و بر صنایع بزرگ و مادر مستقر در منطقه کمتر است. حال آنکه تعامل معنای دیگری دارد.
تعامل، به مجموعه کنش ها و واکنش های درونی یک سامانه که بین مولفه های آن سامانه رخ می دهد گفته می شود. این تعریف، به نوعی مربوط به تعامل درونی است، بدیهی است که تعریف "تعامل برونی" را می توان با توجه به تعریف تعامل درونی ابتیاع نمود.
تعامل برونی به مجموعه روابط (کنش ها و واکنش ها) یک سامانه با مولفه های جهان خارج گفته می شود. با این تعریف هرگونه رابطه ای (خواه تنش زا باشد یا تنش زدا) قسمتی از "تعامل" انگاشته می شود.
با این تعریف می توان دو نوع تعامل بین استان بوشهر با بخش نفت و گاز تصور نمود. اگر این صنایع که در محدوده جغرافیایی استان قرار دارند، جزیی از استان به شمار آیند، تعامل استان با آن، درونی و در غیر این صورت، تعامل بیرونی خواهد بود. باید دید که مسوولین استان بوشهر و مدیران صنایع بزرگ منطقه عسلویه چه نوع تعاملی می پسندند و ترجیح می دهند. اگر قرار باشد این صنایع درون استان محسوب گردند، استان باید به شکل یکپارچه ای با آن برخورد نموده تعاملی درونی را شکل دهد. در این صورت، این صنایع حق و وظیفه دارند در توسعه و مدیریت استان مشارکت فعال داشته باشند. باید دید که مدیران استان و صنایع نفت و گاز تا چه حد این نوع تعامل را می شناسند و به آن علاقه مند هستند.
حال می توان این سوال را طرح نمود که آیا یک مدیر دستگاه دولتی در استان هست که بتواند ادعا کند توانسته در چارچوب یک برنامه مدون که طرفین بر آن اتفاق نظر دارند، یک تعامل مبتنی بر سود طرفین را با یک بخش صنعتی منطقه عسلویه ایجاد کند؟ در این صورت، چه نوع تعاملی (درونی یا برونی) بین دستگاه دولتی با بخش صنعت ایجاد شده است؟
باید این نکته را در نظر داشت که کشور به سرعت در راستای سیاست های اصل 44 به سمت خصوصی سازی می رود. اگر یک بخش دولتی می تواند بدون در نظر گرفتن سود و زیان هزینه کند، اساس یک شرکت خصوصی بر سوددهی استوار است و طبیعتا همه عملکرد و فعالیتهای خود را بر این مبنا استوار می سازد. لذا بدون در نظر گرفتن اصول و مبانی تعامل که هر دو طرف باید بدان اعتقاد و الزام داشته باشند، نمی توان در دوره ای دراز مدت به آنچه به اصطلاح "تعامل" نام دارد امید بست.
شکی نیست که یک صنعت بزرگ مثل مجتمع گازی یا پتروشیمی بودجه هایی برای مصارف عامه در نظر می گیرد. اما اولا این بودجه ها نامحدود نیست. ثانیا مدیران همیشه علاقه دارند تا بودجه های صرف شده یک بار تبلیغی نیز برای آنان داشته باشد. هنر مدیر یک دستگاه دولتی استان این است که بتواند با شناخت نیازها و توانمندی های خود، علم به قوانین و مقررات و با قدرت چانه زنی مناسب، برنامه هایی را تدوین کند که از این بودجه ها بهترین استفاده را ببرد. در سوی دیگر، برای یک مدیر صنعتی، بهترین تعامل می تواند بر اساس خدماتی شکل گیرد که از دستگاههای دولتی مستقر در منطقه می گیرد.
من اعتقاد دارم که هر مدیری با برنامه و دیسیپلین بیاید، دست خالی از پارس جنوبی بر نمی گردد. تعامل همراه با برنامه، عزت نفس استان را نیز حفظ می کند و تلقی تحقیر آمیز رایج نفتی ها راجع به دستگاههای بومی غیر نفتی را به تدریج پاک می کند.
در حالت عادی، صنعت نفت و مدیران آن طوری تربیت شده اند که ترجیح می دهند فنسی به دور حوزه عملیاتی خود کشیده در آن حوزه اختیار تام داشته باشند و کوچکترین علاقه ای به امور حوزه های پیرامونی خود ندارند. این فنس (fence) را می توان عینی ترین نمونه بارز بی علاقگی صنعت نفت به تعامل با دنیای پیرامون خود دانست. نه این که این صنعت بی نیاز از تعامل باشد، بلکه خیلی اوقات محیط پیرامون خود را در حد و اندازه ای نمی بیند که با آن تعامل برقرار کند. لیکن باید به این نکته توجه نمود که اولا این فنس نمی تواند همه مسائل رخداده در محدوده صنعتی را در خود نگه دارد و مانع از درز آن به بیرون گردد. به محض درز کردن بخشی از مسائل و چالشها، نیاز این صنعت به تعامل با استان برای رفع چالش برملا می شود. به عنوان نمونه هایی از این مسائل می توان به مشکلات مربوط به منابع انسانی (به ویژه جامعه کارگری) و مسائل زیست محیطی اشاره نمود. حل و فصل این چالشها بدون لحاظ کردن نقش و سهم مدیریت استان امکان پذیر نیست. در همین چند ماه گذشته، تسویه حساب شرکت خصوصی صدرا با تعدادی از کارگران را شاهد بودیم که کار به استانداری و اداره کل کار استان کشید. اگر واقعا یک شرکت خصوصی مثل صدرا قائل به تعامل با استان نباشد، پس باید بتواند مسائل خود را بدون نیاز به استان حل کند. ولی اخراج کارگران صدرا و مسائل بعدی آن نشان داد که صدرا و هر شرکت خصوصی دیگری در استان نیازمند تعامل منطقی و سازنده و دو طرفه با حوزه اداری و امنیتی استان است. در این صورت، صدرا و هر بخش صنعتی دیگری باید نقش و سهم خود را در تعامل با استان نیز بپذیرد.
با سرعتی که صنعت نفت و گاز در استان بوشهر رشد می کند، رخ دادن حوادثی شبیه آنچه در صدرا رخ می دهد در بخش نفت و گاز دور از انتظار نیست. مخصوصا که جدی تر شدن اجرای سیاستهای اصل 44 قانون اساسی، تضادهای بخش خصوصی را بیشتر از قبل خواهد کرد.
بنابراین، در طرف مقابل نیز زمینه های برقراری تعامل با استان وجود دارد، هرچند خود بدان واقف نباشند و یا نخواهند که آن را بروز دهند. در این شرایط، مدیریت استان بوشهر باید با هوشمندی به امر تعامل با هدف توسعه استان بیاندیشد و بخش صنعت را به نیازهای خود واقف سازد. هم اکنون ظرفیت برقراری تعامل پایدار و درونی در حوزه های امنیت، محیط زیست، بهداشت، حوادث غیر مترقبه، آموزش، و دهها حوزه کلیدی و اساسی دیگر بین صنعت نفت و گاز و حوزه اداری استان بوشهر وجود دارد. اما با این حال، به دلیل عدم وقوف استان به توان بالقوه خود، متاسفانه آنچه ما امروز در بحث تعامل استان بوشهر با پارس جنوبی می بینیم، چیزی فراتر از "گدایی محترمانه" نیست. مدیران استان بوشهر بدون شناخت صحیح از نقش و جایگاه برجسته خود در تعامل با صنعت نفت، گاز و پتروشیمی، به شیوه های غیر حرفه ای و غیر اصولی روی می آورند که نامی بهتر از این نمی توان روی آن گذاشت. این نحوه تعامل بدون شک منجر به حفظ عزت نفس مدیریت استان در نزد دستگاههای نفتی نخواهد شد. حال آنکه اگر تعامل بر مبنای توسعه پایدار شکل گیرد، می تواند حوزه های منابع انسانی، آموزش، فناوری های نو (HiTech) و محیط زیست را در بر گیرد.
واژه توسعه پایدار از اوسط دهه 70 میلادی و پس از بحران نفتی 1973 ،بسیار به کار رفته است. امروزه، بحث توسعه پایدار، یکی از بحث های بسیار مهم و رایج در سطح بین المللی است. سازمان ها و نهاد های طرفدار محیط زیست در جهان و هم چنین سازمان ملل از مهم ترین ارگان های دخیل در این امر هستند. در واقع بحث توسعه پایدار ،در ابتدا مر بوط به دومبحث عمده بوده است. یکی منابع غیر قابل تجدید در جهان مثل منابع فسیلی و دیگر بحث آلودگی محیط زیست و آلودگی کره زمین. می توان گفت که این دو عامل، نخستین و مهم ترین عوامل مطرح شدن بحث توسعه پایدار، در جهان بوده اند. بعدها این تعریف گسترش پیدا کرد.
توسعه پایدار بنا به تعریف، توسعه ای است که نیاز های امروز را بدون تضعیف توانایی نسل های بعد، برای رفع نیازمندیهایشان مرتفع می کند. مفهوم توسعه پایدار شامل سه جزء اصلی است:
1- مسائل مربوط به اکولوژی، منابع طبیعی و تغییرات جهانی(global changes)
2- مسائل مربوط به همبستگی و همچنین عدالت، چه بین نسلهای امروز و آینده، چه بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه
3- مسائل مربوط به رشد اقتصادی و مقررات آن، مسائل مربوط به تولید و مصرف
توسعه پایدار نقش بزرگی برای پژوهش های علمی و توسعه تکنولوژیکی قائل است. بر این مبنا، اصلی ترین و مهم ترین موضوعی که می تواند محور تعامل قرار گیرد، توسعه و حمایت از پژوهشهای علمی و فناوری است.
توسعه به منزله فرآیندی است که در نتیجهی آن، تحولی مثبت در راستای بهبود شرایط اجتماعی حاصل میشود. این تحول معمولاً مستلزم تغییر در جنبه های مختلف ساختار یا رفتار اجتماعی و یا نوع نگرش جامعه نسبت به این مقولات است. با این نگرش چنین میتوان گفت که توسعهی پایدار فرآیندی چند بعدی است که تحقق یا عملکرد آن در برگیرندهی تغییراتی در ساختارها ـ از جمله ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و بومشناختی، ظرفیتها و نیز بروندادها است. حفظ، پایداری، استحکام و نیز تقویت ساختارهای مذکور مستلزم مراقبت و سنجش تغییرات عوامل، اجزاء، فرآیندها و روندهای مربوطه است تا از این رهگذر امکان اتخاذ تمهیدات و تصمیمگیریهای به موقع و مقتضی فراهم شود.
لذا اگر تعامل استان بوشهر با صنعت نفت، گاز و پتروشیمی بر مبنای توسعه پایدار شکل گیرد، می تواند حوزه های وسیعی همچون منابع انسانی، آموزش، بهداشت، امنیت، محیط زیست و ... را در بر گیرد. این حوزه ها می تواند مورد علاقه و نیاز صنعت نیز باشد.
مصادیق:
۱- آموزش نیروهای انسانی توسط دستگاههای آموزش عالی استان
۲- پرداخت عوارض آسیبهای زیست محیطی
۳- تامین خدمات آزمایشگاهی
۴- عرضه کالاهای مصرفی و غیر مصرفی
تقویت بخش خصوصی در استان پیش درامد همه این موارد است
منابع:
http://fa.wikipedia.org
http://www.bashgah.net
http://www.ghaaf.ir
http://darvish100.blogfa.com/post-822.aspx
|